تلخي
هر روز كه ميگذرد بيشتر نگران ميشوم كه عمق خرابي و اتلاف سرمايههاي مملكت، كه به لطف دولت فعلي سرعت سرسامآوري پيدا كرده تا كجا ميرسد؟
هر روز كه ميگذرد بيشتر نگران ميشوم كه عمق خرابي و اتلاف سرمايههاي مملكت، كه به لطف دولت فعلي سرعت سرسامآوري پيدا كرده تا كجا ميرسد؟
اين روزها داشتن درآمد كافي، دغدغه اصلي من شده. هميشه اين ايده را داشتم كه تحصيلات بالا و داشتن تخصص باعث ميشود درآمد بيشتر و شان اجتماعي بالاتري داشته باشيم. اما اين روزها موارد نقض اين ايده را زياد ميبينم. به عنوان مثال يك جراح متخصص يا يك وكيل عالي رتبه در نظر اول درآمد بالايي دارند، اما در حقيقت در مقايسه با سالها درس خواندن سخت و كار مشكل، درآمدشان قابل توجه نيست. اما يك آرايشگر يا گريمور عروس كه حداكثر دو سه دوره كوتاه آموزشي را گذرانده، براي چند ساعت كار، چند صد هزار تومن مطالبه ميكند (حالا نميخواهم به شغل شريف دلالي اشاره كنم چون در حقيقت شغل نيست).
من و اطرافيانم تمام اين سالها در رشتههايي درس خواندهايم كه تنها كارفرماي ما در اقتصاد ايران (با بخش بزرگ دولتي و بخش خصوصي غيرتوليدي)، دولت است و براي كار كردن بايد با ادا و اصول مديران سياسي و جو رياكارانه ادارات دولتي كنار بياييم. كه صبر ايوب، مصلحت انديشي و تدبيري ميخواهد كه من يكي ندارم. اما يك فيزيوتراپ براي هر ساعت كار شامل تمرين و پرتو درماني، دو برابر من (كه كار فكري دارم) درآمد دارد و نرخ مرد جواني كه براي تنظيم ماهواره آمده است، براي كمتر از يك ساعت حضور روي پشت بام ما، بيش از 6 برابر حقوق من در يك ساعت است.
دارم كم كم به فكر ميافتم كه در مورد انتخاب رشته تحصيلي و شغلم به شدت اشتباه كردهام. كسي يك آموزشگاه خوب آرايشگري سراغ ندارد؟
در مورد اینکه باید از حذف نام ایران از لیست کشورهایی که کاربران یاهو میتوانند با آن ثبت نام کنند ناراحت باشیم یا نه به این بستگی دارد که اصولا چقدر یاهو برایمان مهم است واگر هست چه چیز آن.
اگر دلایلی برای اهمیت یاهو به عنوان یک توسعهدهنده محیطهای اینترنتی دارید باید برخی نکات را مورد توجه قرار دهید.
۱. یاهو یک شرکت انتفاعی است که با ارائه خدمات گوناگون مرتبط با کامپیوتر و فضای اینترنت مانند هر شرکت دیگری سعی در انتخاب بهترین شیوهها برای افزایش سود و منافع سهامدارانش دارد.
۲. یاهو موسسه ای است که در کشور آمریکا ثبت شده است و سهامداران اصلی آن تابع قوانین دولت آمریکا هستند و اکنون چندین ماه از زمانی که دولت آمریکا موانع جدی برای ارائه هرگونه خدمات به ایران توسط این شرکتها ایجاد کرده است میگذرد.
۳. اصلیترین شیوه کسب درآمد برای یاهو فروش خدمات تبلیغات است. تمام صفحات یاهو از صفحه اصلی (قبل از ورود به ایمیل) گرفته تا صفحات مربوط به ایمیل و دیگر خدمات شخصی مثل
yahoo 360, flicker, yahoo groups, ...
دارای انواع و اقسام تبلغات است. به طور بدیهی اصلی ترین مخاطب این تبلیغات شخص کاربر یاهو است. برای یک کاربر ایرانی تا چه اندازه امید وجود دارد که بر روی یکی از تبلیغات کلیک کند. تبلیغات به تمامی مربوط به شرکتهای غیرایرانی و عمدتا آمریکایی است. پس بی معناست اگر بر روی تبلیغاتی که به طور پایهای امکان هر گونه خرید از محصولات آن منتفی است کلیک کند. مگر امکان پرداخت اینترنتی را داشته باشد. حقیقتا تعداد افراد ایرانی که امکان پرداخت اینترنتی دارند چه سهمی از چند میلیون کاربر ایرانی یاهو را شامل میشود.
به عبارتی تا پیش از وضع تحریم نیز یاهو با چشمداشت کمترین سود (تقریبا در حد صدقه یا تظاهر به ایدههای غیرمادی) کاربران درون ایران را تحمل میکرد.
۴. داستان تا به رشدنیافتگی زیرساخت اینترنت در ایران نیز ادامه مییابد. بیش از یک میلیون کاربر یاهو که از درون ایران به سرورهای یاهو متصل میشوند از عقب افتاده ترین راههای ارتباطی برای اتصال به شاهرگ اینترنت استفاده میکنند. بدین ترتیب با توجه به انواع فیلترینگهای محتوایی مثل فیلترینگ خبری، سیاسی و از همه مهمتر برای یاهو؛ اخلاقی و نیز محدودیتهای جدی در پهنای باند قابل دسترس علاوه بر ایجاد موانع برای تعقیب آگهیهای تبلیغاتی، بسیاری از خدمات نوین یاهو مثل امکانات جدید ایمیل در یاهو بتا نیز قابل استفاده نیستند.
۵. به عنوان آخرین نکته و نیز به عنوان یک راه حل برای دوستانی که هنوز به یاهو علاقه مند هستند توصیه میکنم که اگر حقیقتا مسائل میهنپرستانه و ملی برایتان مهم است باید برایش خرج کنید. مطمئن هستم اگر در طومار اعتراضی شما حداقل امضای ۲۰۰ کاربر درون ایران که حساب کاربری ویژه یاهو را با پرداخت هزینههای تعیین شده خریداری کردهاند وجود داشته باشد یاهو نام ایران را به لیست باز میگرداند. اگر امکان پرداخت این هزینهها را ندارید از تعصبات ملی دست بشوئید و مانند میلیونها کاربر رایگان دیگر یاهو خود را شهروند جهان اینترنت بدانید.
تا اینجا فرض بر این بود که یاهو و رفتارش برایمان مهم است. با این حال نشانههای دیگری وجود دارند که حتی دیدگاههای یاهو در مواجه با دنیای جدید را به چالش میکشانند.
۱. به عنوان مقایسه گوگل توانسته است با تعقیب رویکردی کاملا متفاوت با یاهو نواری از موفقیتهای پی در پی را در زمینههای مشترک با یاهو بدست آورد. کافی است موتور جستجوگر، خدمات ایمیل رایگان، خدمات فضای مجازی انجمنها و ارتباطات دوستان، تالارهای گفتگو، خدمات وبلاگ و حتی فروش اینترنتی را در بین این دو مقایسه کنید. دیدگاه یاهو با قرار دادن تبلیغات به عنوان اصلی ترین محل درآمد در مقایسه با دیدگاه اطلاعات محور گوگل کاملا سنتی جلوه میکند. گوگل با توسعه و حتی تصاحب هر چه بیشتر فضاهای اینترنتی که کاربران در آن رفت و آمد میکنند میکوشد بیشترین مواد اولیه لازم برای انواع کالاهای پردازششدهی اطلاعاتی جمع آوری کند . این رویکرد آیندهنگرانه نیز اگر تنها به انحصار یک مجموعه (مثل گوگل) درآید میتواند زمینه تولد امپراطوری سلطه گری گردد... (تا بعد)
سيستم اداري ايران روز به روز ناكارآمدتر و به همان اندازه طالب بودجه بيشتري است. با اين اوصاف خدا عاقبت لايحه بودجه 1387 را ختم بخير كند.
من ميانه چنداني با شعر جديد ندارم و هنوز در حال و هواي سعدي و حافظم. از ميان شعرهاي معاصر چند تايي از شعرهاي شاملو، فروغ فرخزاد را ميپسندم. سادگي و حس شعر برايم مهم است ولي هرگز ذوق خواندن مجموعه اشعار مختلف را نداشتم. ميگذاشتم تا اتفاقي چيزي را پيدا كنم و به دلم بنشيند. از قيصر امينپور چيزي نميدانستم جز تعريف كلاسهاي درسش از يكي از بچههاي دانشكده ادبيات دانشگاه تهران. امروز فهميدم كه اين اشعار كه دوست دارم از اوست، روحش شاد:
حرفهاي ما هنوز ناتمام ... تا نگاه ميکني وقت رفتن است... باز هم، همان حکايت هميشگي... پيش
از آنکه باخبر شوي . . . لحظه عزيمت تو ناگزير ميشود... اي دريغ و حسرت هميشگي ...ناگهان.
چه زود، دير ميشود
غنچه با دل گرفته گفت: / زندگي، لب زخنده بستن است / گوشهاي درون خود نشستن است / گل به خنده گفت / زندگي شکفتن است / با زبان سبز راز گفتن است/ گفتگوي غنچه و گل از درون / باغچه باز هم به گوش ميرسد / تو چه فکر ميکني؟ کداميک درست گفتهاند؟ / من فکر ميکنم گل به راز زندگي اشاره کرده است / هر چه باشد او گل است! / گل يکي دو پيرهن بيشتر ز غنچه پاره کرده است.
سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پائيز نسپرده ايم
چو گلدان خالي لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه ي دشمنان، گردنيم
اگر خنجر دوستان، گرده ايم
گواهي بخواهيد، اينك گواه
همين زخم هايي كه نشمرده ايم!
دلي سر بلند و سري سر به زير
از اين دست عمري به سر برده ايم
بعد از قلع و قمع مطبوعات مخالف خوان، حالا نوبت به كتاب رسيده؛ كافه كتابهاي تهران پلمپ ميشوند.
امروز نزديك 2 ساعت را در بانك سپري كردم تا توانستم از حساب سيبا پولي بگيرم و به حسابي در بانك تجارت واريز كنم. سيستم شتاب مشكل داشت و چون هفته اول ماه بود، همه در حال دريافت حقوق يا پرداخت قبض بودند ( وقتي ديدم خانومي براي دو قبض تلفن نزديك به چهارصد هزار تومن پرداخت كرد، به خودم اميدوار شدم)
تمام مدت كه در صف ايستاده بودم و كارمندان بانك را تماشا ميكردم كه انصافا با سرعت و مثل ماشين كار ميكردند، در حال تصور سيستم بانكداري در 20 سال پيش بودم؛ اطلاعات به جاي كامپيوتر در دفاتر بزرگ ثبت ميشدند و براي هر فرد بايد موجودي حسابش چك ميشد و براي پرداخت قبوض كلي كار دفتري در بانك انجام ميشد و از همه بدتر پولها را با دست ميشمردند.
با اين حساب نبايد از اتلاف وقت امروز ناراضي باشم. از آن آرامش بخشتر تصور بانكداري الكترونيك در 20 سال آينده است.