آرمان و خودبسندگی
"سعی کن آنچه را که دوست داری بدست آوری. در غیر این صورت ...
چیزی را دوست خواهی داشت که بدست آوردهای."
"سعی کن آنچه را که دوست داری بدست آوری. در غیر این صورت ...
چیزی را دوست خواهی داشت که بدست آوردهای."
ساعتي پيش با هم حمام کردهايم و حالا او از خستگي به خوابي عميق و آرام رفته است. کنارش دراز کشيده ام و طرح ظريف صورتش را تماشا ميکنم، مژههاي بلند، لبان ظريف و پوست لطيفش را. وسوسه ميشوم لمسش کنم اما ميترسم که بيدار شود. مي بويمش. در حمام از شامپوي او استفاده کردهام و حالا هر دو يک بو ميدهيم؛ بوي شير و شامپو بچه.
« این جنگ منشاء خیرات فراوانی است برای این ملت » امام خمینی
« این احمدی نژاد منشاء خیرات فراوانی است برای این ملت »
به خوبي و خوشي توانستم در اين چند ماه در مورد رييس جمهور گرامي، مهر سكوت بر لب بزنم و آرشيو اين وبلاگ شاهدي بر اين مدعاست كه نه قضيه كردان و نه چرنديات ريز و درشت آقاي رييس جمهور و اصحاب ايشان از آقاي كلهر گرفته تا جوانفكر و ...نه طرح تحول اقتصادي و نه لايحه بودجه سال 1388 هيچ كدام نتوانستند عهد من را بشكنند. اما حكايت انتخابات رياست جمهوري حكايت ديگري است .
حالا كه پس از تعارفهاي بسيار و ترديدها و احساس تكليف و ... خاتمي، كروبي، ميرحسين موسوي با هم به عرصه انتخابات آمدهاند و ستاد انتخاباتي قاليباف هم فعال شده، حرف و حديث بسيار خواهد بود. حيف است بيخبر بودن لااقل براي عبرت گرفتن.
اين روزها تمام مدت پشت كامپيوترم و همان وقت يك بخش وجودم در دلهره قطع برق است.
جدا اگر دولت محترم به اجبار مصوبه مجلس، ساعتها را جلو نميكشيد تا از روشنايي روز بيشتر بهرهمند شويم، كمبود برق به چه مقدار ميرسيد؟
مدتي است كه در اين وبلاگ چيزي ننوشتم. كساني كه جوهر نمك را ميخواندند، ميدانستند اين سكوت فقط مربوط به اين وبلاگ است وگرنه من در مورد كتابهايي كه خواندهام و فيلمهايي كه ديدهام كلي تعريف كردني دارم. پس چرا اينجا ننوشتم؟ به اين دليل ساده كه من آداجيو را براي حرفهاي سياسي گذاشته بودم و حالا ميبينم كه اگر هر بار رئيس جمهور حرفي زد من بخواهم حرص بخورم، رسما جوانمرگ ميشوم. در نتيجه بياعتنا به اميدهايي كه در مورد ربايش ايشان در عراق وجود داشت (البته به زعم خودشان) اين ماههاي آخر رياست جمهوري ايشان را دندان سر جگر ميگذاريم و تحمل ميفرماييم و اگر از قطع برق و گرماي تابستان و خطر تحريمها، جاني برايمان باقي ماند در مورد انتخابات رياست جمهوري سال آينده، حرص خواهيم خورد.
تا آن وقت بايد بدويم و پول جمع كنيم تا آخر سال شرمنده صاحبخانه نشويم.
جناب آقای احمدی نژاد در جمع طلاب مشهد فرمودهاند که «امام زمان دارد جهان را مدیریت میکند و ما داریم میبینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور کشور نمایان است».
تعدادی از روحانیون نماینده مجلس ناراحت شدهاند و تذکر دادهاند که امام زمان مسئول گرانی و اوضاع آشفته فعلی نیست و چنین اظهاراتی وهن است. البته نمایندگان محترم مجلس حق دارند که از این تعبیر ناراحت شوند اما فکر میکنم سوءتفاهم شده چون اگر این عزیزان کمی عمیقتر بیاندیشند، تصدیق میکنند که با وجود فرد بیکفایتی چون جناب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، واقعا کار امام زمان است که این مملکت هنوز برقرار است.
این که خود جناب رئیس جمهور هم به این حقیقت واقفند، البته جای شکر دارد.
اوضاع سياسي مملكت هنوز فرقي نكرده. همه چيز در قبضه اصولگرايان است، گراني روز به روز بيشتر ميشود و فضاي حرف زدن و كار كردن تنگتر. به عنوان حسن ختام و هر دم از اين باغ بري ميرسد؛ صدا و سيما در برابر زمزمه تحريم، برنامه « تحريم، تهديد يا فرصت» را نمايش ميدهد. با اين اوصاف، نبايد بعد از پست روزشماري پايان دوران رياست جمهوري احمدي نژاد، چيز ديگري مينوشتم.
اما انسان به اميد زنده است و با اين حال و هواي بهاري و ديدن ياسهاي زرد در گوشه و كنار، نميشود نااميد بود و امسال هم به روال هر سال به پاي صندوقهاي راي ميروم و چون يقين دارم راه حل اصلي مشكلات، تحقق جامعه مدني است، به اصلاحطلبان راي ميدهم. .
هر چند اين روزها همه از اصلاح طلبي دم ميزنند.
قانون بودجه 1387 به تصويب رسيد اما من هنوز در حال و هواي بودجهام. اين روزها مشغول خواندن كتاب «آسيب شناسي ماليه عمومي» نوشته محمد كاظم انبار لويي بودم. كتاب مجموعهاي از يادداشتهاي هفتگي است كه در سال 85 در روزنامه منتشر ميشده. خواندن اين كتاب دود از كله ام بلند كرد و به خاطر تاثير زيانبار بر فشار خون چند باري زمين گذاشتمش.
فكر كنيد در اين كشور، درآمد نفت و حساب صندوق ذخيره ارزي و ميزان يارانه بنزين مشخص نيست. يعني حساب و كتاب دقيق ندارد. بگذريم كه در فرآيند تصويب بودجه هم، اعتباراتي به تصويب ميرسد كه كارشناسي شده نيست. از طرفي هيچ تضميني هم نيست كه اعتبارات تخصيص يافته درست هزينه شود چون بر فرض كه بازرسان ديوان محاسبات كشور، تخلفي را شناسايي كنند، قوه قضاييه ميتواند (برخلاف قانون)راي آنان را باطل اعلام كند.
و فكر كنيد كه كل اين وضعيت شير تو شير هيچ ربطي به دولت احمدي نژاد و خاتمي ندارد و مسبوق به سالها قبل است.(هر چند آقاي انبار لويي هر جا توانسته به دولت اصلاحات كنايه زده)
بعد از خواندن اين كتاب، مطمئن شدم اين حرف كه «سر پا ماندن اين مملكت معظم، كار امام زمان است» لطيفه نيست بلكه حقيقت محض است.
مدتها پيش سايتي را ديدم كه عنوانش بود شمارش براي پايان رياست جمهوري احمدي نژاد و صفحه اصلي آن يك ساعت ديجيتالي بود كه هزاران ساعت، دقيقه و ثانيه باقي مانده را ميشمرد. آن روز لبخند زدم كه ببين چه گيري به اين بيچاره دادند. حالا آنقدرها هم كه بد نيست. اما مدتهاست كه حرفم را پس گرفتهام و من هم به شمارنده آن ساعتها تبديل شدم. گذشته از تصميمات يك شبه غير كارشناسي، سياست پوپوليستي لج دربيار و اعتماد به نفس مثال زدني ايشان، آدمهايي كه در سطوح مديران بالايي و مياني نيز آمدهاند، همين صفات درخشان را دارند و هر جا كه ميروي از نيروي انتظامي تا آموزش عالي و .. با آنها روبرو ميشوي. واقعا شرايط غير قابل تحملي است و اميدي هم به گشايش نيست.
لايحه بودجه هم كه ديگر تير خلاصي بود براي مديريت و نظارت اين مملكت. بر اساس اين لايحه منابع بودجه (درآمد نفت) و مصارف بودجه (هزينه سازمانهاي و شركتهاي دولتي) بنا بر تصميم هيات وزيران هزينه ميشود و مجلس نظارتي بر آن ندارد. لايحه از قانون اساسي تا قانون بودجه و قانون محاسبات عمومي را نقض ميكند، اما چه كسي اهميت ميدهد.(اگر حوصله داشتيد، گزارشهاي مركز پژوهشهاي مجلس در مورد لايحه را بخوانيد) نمايندگاني كه روزهاي آخر دورهاشان را ميگذرانند؟
فهرست رد صلاحيت شدههاي نمايندگي مجلس هم نويد ميدهد كه مجلس بعدي از اين هم بدتر است.