آرمان و خودبسندگی

"سعی کن آنچه را که دوست داری بدست آوری. در غیر این صورت ...
چیزی را دوست خواهی داشت که بدست آورده‌ای."

بوی لطیف

ساعتي پيش با هم حمام کرده‌ايم و حالا او از خستگي به خوابي عميق و آرام رفته است. کنارش دراز کشيده ام و طرح ظريف صورتش را تماشا مي‌کنم، مژه‌هاي بلند، لبان ظريف و پوست لطيفش را. وسوسه مي‌شوم لمسش کنم اما مي‌ترسم که بيدار شود. مي بويمش. در حمام از شامپوي او استفاده کرده‌ام و حالا هر دو يک بو مي‌دهيم؛ بوي شير و شامپو بچه.

ویروس دروغ

فیلمهای آخرالزمانی را دیده اید که یک ویروس نسل بشر را نابود می کند؟ در مورد ساختمان ویروسها چیزی خوانده اید؟ ساده ترین شکل حیات هستند یک سلول کوچک با غشاء خاص و یک رشته کوچک نوکلوئتیدی. این ساختار ساده که خود را تقسیم نمی کند باعث شده بعضی زیست شناسان اصرار کنند که اصلا ویروسها را نباید موجود زنده حساب کرد. تنها کاری که ویروس می کند این است که خود را به یک سلول موجودی زنده می رساند و رشته نوکلوئیتیدی خود را در هسته سلول فعال میکند و بعد سلول شروع به ساختن و تکثیر این رشته ها و ویروس می کند. مکانیسمی ساده که به شدت نابود کننده است. ساده است چون ویروس حاوی اطلاعات غلطی است که سیستم را فلج و نابود می کند. ویروس یک دروغ است. یک دروغ کوچک و لی کشنده.
این روزهای کشورمان نیز پر شده از دروغ های کوچک ولی کشنده و هیچ نظام اجتماعی نمی تواند با این حجم از دروغ دوام بیاورد.

رواداری

... من ؟!
دوست دارم که مردم افکار متفاوتی دارند
... دوست دارم همه مثل من فکر کنند!

کوچه‌های پائيز

کاشکی مرا در کوچه‌های پائيز به خاک بسپاريد.

هلال سی‌ام رمضان

هلالشان را نشانمان دهند، رأیمان را نخواستیم.

دموکراسی خوب است ولی ...

دموکراسی خوب است ...
ولی برای کشور همسایه!

نگاهی ديگر

« این جنگ منشاء خیرات فراوانی است برای این ملت » امام خمینی

« این احمدی نژاد منشاء خیرات فراوانی است برای این ملت »

تبليغات انتخاباتي

بحث اين روزها انتخابات است، پس از انصراف خاتمي من حسابي از ميرحسين موسوي لجم گرفت اما حالا به استنادعقل سليم مي بينم كه بين چهار كانديداي رياست جمهوري انتخابي جز او نيست. در مورد محسن رضايي و احمدي نژاد كه بحثي نيست. كروبي مشاوران خوبي دارد اما سابقه مديريتي او در بنياد شهيد و رياست مجلس چيزي نيست كه بشود فقط به صرف تند حرف زدنش مديريت كلان كشور را به او واگذار كرد.
در چهار سال آينده مسائل اقتصادي مهمترين دغدغه مديريت اجرايي كشور خواهد شد.در كنار ركود اقتصاد جهاني و البته تمام شدن ذخيره ارزي و پايين بودن قيمت نفت، فقط كسي با سابقه مديريتي ميرحسين موسوي مي‌تواند نتيجه حماقت‌ها و تصميمات غيركارشناسانه احمدي نژاد را سامان دهد.
در وبلاگستان نيز جو بيشتر به نفع ميرحسين موسوي است، اما فقط زماني پيروزي او تضمين مي‌شود كه مشاركت در انتخابات بالا باشد. جاي آن نيست كه وقتمان را در فضاي مجازي كه مخاطبان اندكي دارد به هدر بدهيم. من اين روزها درگير بحث با آشنايان و دوستان هستم تا آن چند نفري را كه مي‌گويند نمي خواهند در انتخابات شركت كنند و راي آنها فايده‌ايي ندارد مجاب كنم و مرتب به خرداد 76 ارجاع مي‌دهم كه مگر خاتمي انتخاب نظام بود؟
مي‌خواهم هرچه توان دارم براي حمايت از موسوي صرف كنم تا فرداي روز انتخابات شرمنده خودم نباشم.

تنور انتخابات

به خوبي و خوشي توانستم در اين چند ماه در مورد رييس جمهور گرامي، مهر سكوت بر لب بزنم و آرشيو اين وبلاگ شاهدي بر اين مدعاست كه نه قضيه كردان و نه چرنديات ريز و درشت آقاي رييس جمهور و اصحاب ايشان از آقاي كلهر گرفته تا جوانفكر و ...نه طرح تحول اقتصادي و نه لايحه بودجه سال 1388 هيچ كدام نتوانستند عهد من را بشكنند. اما حكايت انتخابات رياست جمهوري حكايت ديگري است .
حالا كه پس از تعارف‌هاي بسيار و ترديدها و احساس تكليف و ... خاتمي، كروبي، ميرحسين موسوي با هم به عرصه انتخابات آمده‌اند و ستاد انتخاباتي قاليباف هم فعال شده، حرف و حديث بسيار خواهد بود. حيف است بيخبر بودن لااقل براي عبرت گرفتن.

بيست سال پس از آتش بس

بيست سال پيش در چنين روزي، ايران قطعنامه 598 سازمان ملل مبني بر آتش بس را پذيرفت. مدت هاست كه ديگر كسي از انتقاد نهضت آزادي در مورد عدم قبول آتش بس پس از فتح خرمشهر يادي نمي كند اما كساني كه حوصله داشته باشند فقط كافي است همين روزنامه كيهان سال 60 و 61 را ورق بزنند و قطار هيات هاي ميانجي صلح را ببينند كه دست خالي برمي گشتند. شرايط ايران براي صلح در آن سال‌ها، عقب نشيني عراق به مرزهاي بين المللي و متجاوز شناخته شدن عراق و جبران خسارت جنگ بود. صدام در خرداد 61 اعلام آتش بس يكطرفه كرد و از تمام مناطق اشغالي عقب نشست، شوراي امنيت سازمان ملل نيز در قطعنامه اي خواستار آتش بس شد اما شوراي عالي دفاع (بخصوص فرماندهان سپاه) سرمست از پيروزي آزادسازي خرمشهر؛ به بهانه عدم تعيين متجاوز در قطعنامه، آتش بس را نپذيرفتند و جنگ ادامه يافت. شش سال بعد در تيرماه 1367 قطعنامه 598 سازمان ملل (با همان شرايط) پذيرفته شد. چه كسي پاسخگوي جان و مالي است كه در اين شش سال به هدر رفت؟
نمي خواهم احساساتي برخورد كنم. در ميان خاطرات و ورق‌هاي روزنامه آن روزها مي بينم كه جو انقلابي جامعه، به جنگ به شكل نبرد با امپرياليسم آمريكا و جبهه باطل نگاه مي كرد و مخالفان آتش بس در اكثريت بودند، كم نبودند آنهايي كه براي سقوط صدام و تاسيس حكومت اسلامي در عراق روزشماري مي كردند؛ كساني بودند كه جنگ برايشان كارخانه آدم سازي بود نه اتلاف منابع، مي دانم كه هيچ كس انتظار طولاني شدن جنگ را نداشت اما آخر نبايد در مورد عملكرد اين آدم‌هاي آرمانگرايِ غيرواقع بين قضاوتي شود؟ نبايد انتظار عذرخواهي را داشت؟ يا لااقل اطمينان از اين كه ديگر در مصدر امور نخواهند بود؟ چه تضميني هست همين ها دوباره ما را به جنگي فرساينده نكشند؟

برق

اين روزها تمام مدت پشت كامپيوترم و همان وقت يك بخش وجودم در دلهره قطع برق است.
جدا اگر دولت محترم به اجبار مصوبه مجلس، ساعت‌ها را جلو نمي‌كشيد تا از روشنايي روز بيشتر بهره‌مند شويم، كمبود برق به چه مقدار مي‌رسيد؟‌

سكوت

مدتي است كه در اين وبلاگ چيزي ننوشتم. كساني كه جوهر نمك را مي‌خواندند، مي‌دانستند اين سكوت فقط مربوط به اين وبلاگ است وگرنه من در مورد كتاب‌هايي كه خوانده‌ام و فيلم‌هايي كه ديده‌ام كلي تعريف كردني دارم. پس چرا اينجا ننوشتم؟ به اين دليل ساده كه من آداجيو را براي حرف‌هاي سياسي گذاشته بودم و حالا مي‌بينم كه اگر هر بار رئيس جمهور حرفي زد من بخواهم حرص بخورم، رسما جوانمرگ مي‌شوم. در نتيجه بي‌اعتنا به اميدهايي كه در مورد ربايش ايشان در عراق وجود داشت (البته به زعم خودشان) اين ماه‌هاي آخر رياست جمهوري ايشان را دندان سر جگر مي‌گذاريم و تحمل مي‌فرماييم و اگر از قطع برق و گرماي تابستان و خطر تحريم‌ها، جاني برايمان باقي ماند در مورد انتخابات رياست جمهوري سال آينده، حرص خواهيم خورد.
تا آن وقت بايد بدويم و پول جمع كنيم تا آخر سال شرمنده صاحبخانه نشويم.

کار امام زمان

جناب آقای احمدی نژاد در جمع طلاب مشهد فرموده‌اند که «امام زمان دارد جهان را مدیریت می‌کند و ما داریم می‌بینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور کشور نمایان است».
تعدادی از روحانیون نماینده مجلس ناراحت شده‌اند و تذکر داده‌اند که امام زمان مسئول گرانی و اوضاع آشفته فعلی نیست و چنین اظهاراتی وهن است. البته نمایندگان محترم مجلس حق دارند که از این تعبیر ناراحت شوند اما فکر می‌کنم سوءتفاهم شده چون اگر این عزیزان کمی عمیق‌تر بیاندیشند، تصدیق می‌کنند که با وجود فرد بی‌کفایتی چون جناب احمدی‌ نژاد به عنوان رئیس جمهور، واقعا کار امام زمان است که این مملکت هنوز برقرار است.
این که خود جناب رئیس جمهور هم به این حقیقت واقفند، البته جای شکر دارد.

مسئله‌ی حفظ نظم نسبی

برای بی‌نظمی یک نفر کافی است و برای نظم همه لازم‌اند.

Perturbation

خیلی وقت‌ها، طرح یک نظم بزرگ و فراگیر آنقدر پر جزئیات است که سرهمبندی عاجل آن، نکات رسیدگی نشده‌ی فراوانی به جای می‌گذارد. ماشین غول‌آسای جامعه‌ی مدرن چرخ‌دنده‌هایی دارد که بعضی از آنها به خوبی با هم درگیر نشده‌اند. ضربه‌های کوچکی که کمی آنارشیسم به بدنه‌ی این ماشین می‌زند آنرا از کار نمی‌اندازد برعکس چرخ‌دنده‌های هنوز در هم درگیر نشده‌ی آنرا محکم می‌کند.


بوي بهار

اوضاع سياسي مملكت هنوز فرقي نكرده. همه چيز در قبضه اصول‌گرايان است، گراني روز به روز بيشتر مي‌شود و فضاي حرف زدن و كار كردن تنگ‌تر. به عنوان حسن ختام و هر دم از اين باغ بري مي‌رسد؛ صدا و سيما در برابر زمزمه تحريم، برنامه « تحريم، تهديد يا فرصت» را نمايش مي‌دهد. با اين اوصاف، نبايد بعد از پست روزشماري پايان دوران رياست جمهوري احمدي نژاد، چيز ديگري مي‌نوشتم.
اما انسان به اميد زنده است و با اين حال و هواي بهاري و ديدن ياس‌هاي زرد در گوشه و كنار، نمي‌شود نااميد بود و امسال هم به روال هر سال به پاي صندوق‌هاي راي مي‌روم و چون يقين دارم راه حل اصلي مشكلات، تحقق جامعه مدني است، به اصلاح‌طلبان راي مي‌دهم. .
هر چند اين روزها همه از اصلاح طلبي دم مي‌زنند.

مملكت معظم ما

قانون بودجه 1387 به تصويب رسيد اما من هنوز در حال و هواي بودجه‌ام. اين روزها مشغول خواندن كتاب «آسيب شناسي ماليه عمومي» نوشته محمد كاظم انبار لويي بودم. كتاب مجموعه‌اي از يادداشت‌هاي هفتگي است كه در سال 85 در روزنامه منتشر مي‌شده. خواندن اين كتاب دود از كله ام بلند كرد و به خاطر تاثير زيان‌بار بر فشار خون چند باري زمين گذاشتمش.
فكر كنيد در اين كشور، درآمد نفت و حساب صندوق ذخيره ارزي و ميزان يارانه بنزين مشخص نيست. يعني حساب و كتاب دقيق ندارد. بگذريم كه در فرآيند تصويب بودجه هم، اعتباراتي به تصويب مي‌رسد كه كارشناسي شده نيست. از طرفي هيچ تضميني هم نيست كه اعتبارات تخصيص يافته درست هزينه شود چون بر فرض كه بازرسان ديوان محاسبات كشور، تخلفي را شناسايي كنند، قوه قضاييه مي‌تواند (برخلاف قانون)راي آنان را باطل اعلام ‌كند.
و فكر كنيد كه كل اين وضعيت شير تو شير هيچ ربطي به دولت احمدي‌ نژاد و خاتمي ندارد و مسبوق به سال‌ها قبل است.(هر چند آقاي انبار لويي هر جا توانسته به دولت اصلاحات كنايه زده)
بعد از خواندن اين كتاب، مطمئن شدم اين حرف كه «سر پا ماندن اين مملكت معظم، كار امام زمان است» لطيفه نيست بلكه حقيقت محض است.

بي اميد

مد‌‌‌تها پيش سايتي را ديدم كه عنوانش بود شمارش براي پايان رياست جمهوري احمدي نژاد و صفحه اصلي آن يك ساعت ديجيتالي بود كه هزاران ساعت، دقيقه و ثانيه باقي مانده را مي‌شمرد. آن روز لبخند زدم كه ببين چه گيري به اين بيچاره دادند. حالا آن‌قدرها هم كه بد نيست. اما مدتهاست كه حرفم را پس گرفته‌ام و من هم به شمارنده آن ساعت‌ها تبديل شدم. گذشته از تصميمات يك شبه غير كارشناسي، سياست پوپوليستي لج دربيار و اعتماد به نفس مثال زدني ايشان، آدم‌هايي كه در سطوح مديران بالايي و مياني نيز آمده‌اند، همين صفات درخشان را دارند و هر جا كه مي‌روي از نيروي انتظامي تا آموزش عالي و .. با آن‌ها روبرو مي‌شوي. واقعا شرايط غير قابل تحملي است و اميدي هم به گشايش نيست.
لايحه بودجه هم كه ديگر تير خلاصي بود براي مديريت و نظارت اين مملكت. بر اساس اين لايحه منابع بودجه (درآمد نفت) و مصارف بودجه (هزينه سازمان‌هاي و شركت‌هاي دولتي) بنا بر تصميم هيات وزيران هزينه مي‌شود و مجلس نظارتي بر آن ندارد. لايحه از قانون اساسي تا قانون بودجه و قانون محاسبات عمومي را نقض مي‌كند، اما چه كسي اهميت مي‌دهد.(اگر حوصله داشتيد، گزارش‌هاي مركز پژوهش‌هاي مجلس در مورد لايحه را بخوانيد) نمايندگاني كه روزهاي آخر دوره‌اشان را مي‌گذرانند؟
فهرست رد صلاحيت شده‌هاي نمايندگي مجلس هم نويد مي‌دهد كه مجلس بعدي از اين هم بدتر است.

برق رفتگي

يكي از مضحك‌ترين ضعف‌هاي مديريت شهر تهران اين است كه با قطع برق، چراغ‌هاي راهنمايي سر چهارراه‌ها هم خاموش مي‌شوند.